ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

21

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

با آن جنگجويان پرآوازه‌يى كه چندين قرن در سرتاسر ايتاليا و بيزانس ترس و وحشت آفريده بودند ، از يك ريشه و قبيله‌اند . آوارها در شمال داغستان ساكنند : [ شيخ ] شامل هم از افراد اين قبيله بود و آوارها آخرين قبيله‌يى بودند كه تسليم روس‌ها شدند ولى در آخرين نبرد ميان عثمانىها و روس‌ها ديگر سر به شورش برنداشتند . در داغستان هنوز هم آبادىها و دهكده‌هايى هستند كه ساكنان آن قيافه‌يى كاملا مشخص و جدا از قيافه‌ى ساير اهالى دارند و به زبانى صحبت مىكنند كه حتى در نزديك‌ترين آبادىها هم كسى از زبان آنان سردرنمىآورد . از اين گروه‌اند كاباچى « 1 » ها - كه ادعا مىكنند از نسل « فرنگى » ها يعنى اروپاييان هستند - و همچنين اوبىها « 2 » كه زبان و لهجه‌شان به زبان مصرى قديم شباهت دارد و گروه و طوايف بسيار ديگر . اشكالى كه كوه‌نشينان مناطق دوردست در فهميدن زبان همديگر دارند ، آنها را وادار كرده است زبان‌هاى عربى و تركى آذربايجانى را به عنوان زبان مشترك بپذيرند . چچن‌ها « 3 » ، گروه سومى از قوم لزگى هستند كه عده‌شان در حدود يكصد و پنجاه هزار نفر تخمين‌زده مىشود و در داغستان غربى تا مناطق پايين دشت‌ها كه سرزمين چچن كوچك نام دارد ، پراكنده‌اند . آنها بر خلاف لزگىها و آوارها از درستكارى و صداقت بويى نبرده‌اند و كارشان راهزنى و دزدى دريايى است . از اين قبايل افراد قبيله‌ى اينگوش‌ها « 4 » كه در نزديكى ولادى قفقاز « 5 » زندگى مىكنند ، در شرارت و بدنامى از همه معروف‌ترند . رقم مجموع كل لزگىها و ساير كوه‌نشينان به‌طورىكه مىگويند ، بالغ بر يك ميليون و پانصد هزار نفر مىشود . از نژاد هند - اروپايى ، فاتحان اسلاوها « 6 » ( 000 ، 000 ، 15 نفر ) و چهار تيره از ريشه‌ى ايرانى : اوست « 7 » ها ( 000 ، 110 نفر ) ، ارمنىها ( 000 ، 720 نفر ) ، پارسىها ( 000 ، 120 نفر ) و كردها را بايد نام برد . كردها كه عده‌شان در خان‌نشين‌هاى قديم ايروان و در حول و حوش آرارات زياد است ، هنوز هم به صورت چادرنشينى زندگى مىكنند . آنها مسلمانان بسيار معتدل و بىتعصبى هستند و ظاهرا شيطان را بيش از خدا عبادت مىكنند . چون از حمله به

--> ( 1 ) . Kabatschi ( 2 ) . Oubi ( 3 ) . Tchetchene ( 4 ) . Ingouche ( 5 ) . Vladiskavkaz ( 6 ) . Slave ( 7 ) . Ossete